محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

93

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

اسماعيل بن ذو النون بر آن قلعه مستولى شد و آن را در ضبط آورد تا كسى كه بايد بر آن حكومت كند تعيين شود . اسماعيل كم‌كم بر ديگر بلاد مجاور دست يافت تا سراسر ايالت شنت‌بريه را در فرمان آورد . سليمان الظافر او را مورد توجه قرار داد و رتبهء وزارتش داد و به ناصر الدوله ملقبش نمود . و ما مىدانيم كه بربرها در ايام سليمان در كارها دستى گشاده داشتند و نفوذ كلام . چون آتش فتنه افروخته گرديد و سلطهء مركزى فروپاشيد اسماعيل در همهء زمينهايى كه در قلمرو او بود اعلان استقلال نمود و به گردآورى ماليات پرداخت و كم‌كم بر وسعت متصرفات خود درافزود . ابن حيان او را به بخل و امساك متصف مىسازد ، آن‌سان كه كسى در او اميد خيرى نداشته و دربار او مقصد هيچ شاعر و اديبى نبوده است و در هيچ دفترى نه به نظم و نه به نثر ستايشى از او ديده نمىشود . اما مردى دنيادار بود و در انجام كارهاى دشوار دلير . كارهايش همه نفاق‌افكنى و تفرقه‌اندازى بود و اين سيرت ناپسند او در دستگاه خلافت نيز رخنه كرد . بنابراين مىتوان او را جرثومهء نفاق و سرچشمهء فتنه‌ها و آشوبها دانست . مؤسس سلسلهء بنى ذو النون داراى چنين صفاتى بود . « 3 » چون آتش فتنه افروخته شد و سلطهء حكومت مركزى روى به ضعف و نابودى نهاد ، در طليطله قاضى آن ابو بكر يعيش بن محمد بن يعيش الاسدى قيام كرد . البته او در رياست تنها نبود ؛ جماعتى از رؤسا نيز آن‌سان كه حكومت « جماعت » در قرطبه تشكيل شد با او همكارى داشتند . يكى از اين جماعت ابن مسره و يكى عبد الرحمان بن متيوه بود . سپس ميانشان خلاف افتاد و قاضى ابن يعيش عزل شد و به قلعهء ايوب رفت و در آنجا در سال 418 ه وفات كرد . « 4 » چون عبد الرحمان بن متيوه بمرد پسرش عبد الملك جانشين او شد . پس روشى ناپسند پيش گرفت و كارها پريشان گرديد . اهل طليطله صلاح خويش در آن ديدند كه خود را از اين زعما خلاص كنند . پس رسولان خود نزد عبد الرحمان بن ذو النون به شنت‌بريه فرستادند و او را براى تصدى امر زعامت فراخواندند . او نيز پسر خود اسماعيل بن عبد الرحمان بن ذو النون را به نزدشان فرستاد . اين واقعه در سال

--> ( 3 ) . براى آگاهى از اصل و نسب ذو النون رجوع كنيد به ابن بسام : الذخيره ، قسمت چهارم ، مجلد اول / ص 110 و 111 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 176 و 177 . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 161 . ( 4 ) . ابن بشكوال : الصله ، شمارهء 1520 .